ابو القاسم راز شيرازى
548
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
دعوت به حقّ ، چنين بودهاند ، و فراعنهء مقابل ايشان ، استخفاف و اهانت مىكردهاند به ايشان ، و قبول دعوت حق را از ايشان نمىكردهاند ؛ مثل « نوح » و « ابراهيم » و « موسى » و « عيسى » و حضرت خاتم انبياء ، محمّد مصطفى - صلواتاللهعليه و عليهم - كه قصص ايشان و استخفاف فراعنهء ايشان در كتب مسطور و مشهور است . و همچنين امركنندگان به معروف و نهى نمايندگان از منهىّ نيز در دعوت به سوى حقّ و نهى از باطل ، استخفاف كرده مىشوند و جهّال ، اين محقّان را مبطل و احمق و بىسليقه و سفيه مىپندارند كه چشم از لذّات بدنيّه پوشيدهاند ، و مردم را نيز از آنها منع مىنمايند ، و دعوت بر زحمات و مشقّات طاعات بلكه رياضات و مجاهدات مىنمايند ، و خود را زيرك و فطن و صاحب سليقه و عاقل مىدانند : نعوذ باللّه من الجهّال ، بهجز حلم و حوصله و بردبارى كه شيوهء انبيا و بزرگان دين ايشان است چاره ندارند ، تا آنكه حقّ تعالى ايشان را تأييد فرمايد به متابعين حقّ ، و عزيز گرداند به انصار خود . رابع : آن است كه اذيّت كرده شود بدون جرمى ؛ چنانكه دأب جهّال و جلفهاى خلق آن است كه سخريّه و استهزاء بر اهل صداقت و زهد و ورع مىنمايند ، و افعال ايشان كه تمامى ، مبنىّ بر حكمت و محاسن باطنيّه و اوامر الهيّه است ، به نظر آنها سخيف « 30 » و باطل مىآيد ، و خودنمايى و عامفريبى مىدانند ، و در اقوال و رفتار - به عبث - سخريّه و استهزاء مىنمايند ايشان را ؛ يا آنكه جهّال ، سعداء را به سبب معاندتى در جاه و اغراض نفسانيّهء خود - بدون جرمى از ايشان - آزار و اذيّت نمايند به قول و فعل خود ؛ و چاره از براى ايشان ، بهتر از حلم و بردبارى و عفو نيست كه آن ، بهترين ناصرى است حليم را ؛ زيرا
--> ( 30 ) - سست و بىارزش